خرید بک لینک

بدنم... بدنم...
این بدن 75 کیلو بودن منو به خودش دیده. پشت کنکوری بودن. قرصای سیتالوپرام، افسردگی و پناه بردن به غذا!...

این بدن تا جواب کنکور هنر بیاد، از 75 کیلو به 68 رسید.

این بدن لاغر شد. چاق شد. رسید به 62 کیلو برای عروسی ش. این 62 بولدترین و کمترین وزنی بوده که این بدن با خودش حمل کرده.

این بدن دوباره افسردگی رو تجربه کرد. دوباره پناه برد به غذا.

دوباره شد 69

چرا؟

این بار دست برداشتم از هله هوله خوردن و ناخنک زدن به هرچی دم دستمه.

شروع کردم به استفاده از قرصایی که اسمشو یادم نیس اما واقعا برای اولین بار در زندگی م باعث میشه به غذا ناخنک نزنم. واقعا باعث میشه احساس گرسنگی نکنم وقتی استرس دارم.

دلم میخواد فعلا بدنم 66 رو تجربه کنه باز. این اولین خواستمه از بدنم. دوست دارم تا قبل بچه دار شدن یه بار دیگه بتونم بدن لاغرمو ببینم.

بعد دلم میخواد دوباره 62 رو ببینم رو ترازو. و بعد هم 60 عزیز :)

لایف استایلم رو عوض کردم. شدیدا ریزه خواری م کاهش پیدا کرده و این احساس فوق العاده ای بم میده :)))

واقعا نمیتونم از یه حدی برنج بیشتر بخورم. اون قسمت وسوسه کن مغزم از کار افتاده!

احتیاج دارم به سفر. سفر رشت!

این ماه، ماه خوبی بود برام. هرروز که درو باز کردم از خدا برای همسایه ها و خودم خیر و برکت خواستم. تازه یکم شناخته شدم.

این ماه فهمیدم رگ سیاتیک کجای ادم میشه. از بس سرپا بودم و داشتم کار میکردم . واقعا مستحق ش بودم. برای خودم یه لاک ژل ابی در جهت تشکر خریدم.

میم هم تو کارا خیلی کمک م کرد.

جای گشتن توی اینستا ، هرروز تو یوتیوب اموزش دیدم. هر چند کم و کوچک...

یه طراحی بسته بندی قبول کردم. ینی طراحی خود بیس بسته یندی( جعبه ش) با خودم بود. چالش داشتم. هنوزم دارم باهاش. امکان خطا تو ساخت قالب ش ندارم. هر گلی به سرم زدم قبل این کاره.

واقعا نگرانشم. اما میدونم اگه بشه خیلییی خوب میشه...

دستگاه کونیکام منتظر تعمیرکاره. امیدوارم هزینه تعمیرش زیاد نشه. چون واقعا به پولش احتیاج دارم.

دیشب یه لیوان نمونه زدم برای اداره گاز. امیدوارم اکی باشه همه چی...

یه لباس هم تحویل دادم، اقاعه کلی شاکی شد که چرا این سایز زدی. خلاصه کلی براش توضیح دادم که حاجی نمیشه! وقتی طرح تو4*30 هست، نمیتونم 20*30 بزنمش. دفرمه میشه...

دیگه این که این ماه سومین ماهی میشه که درامدم رو ریز سر ماه مینویسم. اینو از اقای ش- مشتری م - یاد گرفتم. گفت 60 درصد هزینه رو میزارم برای روزمرگی و خرید جدید. 20 درصد پس انداز و 20 درصد هم برای تفریح

20 درصد پس انداز رو مودبانه طلای امانی میخرم. دستم باشه خرج میکنم. درسته خیلی مبلغ ناچیزی میشه. اما خب بهتر از هیچیه. اون بار به اقاعه گفتم الان این طلای امانی ک من خریدم چقد میشه؟ یه شمش کوچولو نشونم داد و گفت یک دهم این شمش:)))))))

همچنان روی خودم سرمایه گذاری میکنم. :)

شاید چون چاره ای جز این ندارم...

برچسب: نویسنده: یلدا بختیاری تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:06

صفحه بندی