حقیقتا هی تلاش میکنم به روی خودم نیارم که دچار فروپاشی شدم.
ولی خب فرومی پاشم.
چرا؟
چون خودمو مقایسه میکنم.
چون میبینم من و اقای ایکس جفتمون همسنیم.
اما من هنوز دویست میلیون ندارم!!
میبینم من هنوز دفترم توی کوچه ست و پاخور بر خیابون رو نداره
این موضوع ناراحتم میکنه.
بعد دوباره میبینم من هم پیشرفت هایی کردم. حالا در حد خودم. نمیگم زیاد...
میگم اون لحظه ای که همه در حال عشق و حال بودن من داشتم تلاش میکردم.
واقعا از خدا گشایش میخوام تو کارم...
شاید اشتباه من اینه که خودمو با بقیه مقایسه میکنم.
دلم میخواد دفترم رو جای بهتر ببرم. دکوراسیون بهتری داشته باشه. دو تا مبل طوسی قشنگ بخرم.
و یه سردر قشنگ هم داشته باشم.
خدایا امیدمو ازم نگیر...
برچسب:
نویسنده: یلدا بختیاری