اون کاری که نوشتم براش هشت سال صبر کردم و با صلوات بر محمد و ال محمد فرستادم ش برای چاپ
امروز دستم رسید
از خودم فیلم گرفتم.
خوشحال بودم؟
بلههههههههههه
به اون همکار چاپخونه ای ام پیام دادم و گفتم سلاام خانم ک.ممنونم ارتون. کار همون رنگ و با همون برشی یود ک میخواستم. ارزش این همه ازمون و خطا رو داشت...
گفتم بهش ازتون ممنونم. اخرین باری که بعد استرس زیاد خوشحال شدم رو یادم نیست. ولی ازتون ممنونم .
این خانم ک رو من تاحالا ندیدمش! سه ساله باهم حرف زدیم. تلفنی -چتی
اما هیچ وقت ندیدمش. و همیشه گره از کارم باز کرده. خدا خیرش بده.
بعد این کاره دلم میخواست میرفتم ماچش میکردم:)))
خواستم بگم خدایا یادم نرفته نذر کرده بودم. ازت ممنونم که ابرومو نبردی...
ماچ بهت
برچسب:
نویسنده: یلدا بختیاری